نقد وبسایت نوسیس 2000 بر آلبوم آبراهادابرا (2006)، ارشک

نقد وبسایت نوسیس 2000 بر آلبوم آبراهادابرا (2006)، ارشک

Abrahadabra (2006) Arashk

Abrahadabra (2006) Arashk

نوشته: ریچارد پاولین[1]

مقاله اصلی: http://gnosis2000.net/reviews/arashk.htm

یک چیز که همه دوست داران سبک پراگرسیو راک به خوبی می دانند این است که خارق العاده ترین تولیدات موسیقی در این سبک، اغلب از غیرمحتمل ترین مناطق می آیند. مضاف بر اینکه سعی کنید در سبک های دیگر موسیقی بازاری را پیدا کنید که در آن موسیقی بر اساس کشور تفکیک شده باشد. عاشقان موسیقی پراگرسیو همیشه جغرافیای مربوط به خود را می شناسند و می دانند کجا به دنبال گل سرسبد خود بگردند. پس در سفر آیینی که بسیاری از ما برای آشنا شدن با اصل جنس پراگرسیو راک طی می کنیم، ناخواسته درمی یابیم آلبوم هایی حیرت آور و گاه به غایت گردنکش در کشورهایی متولد شده اند که نه تنها آن اعجوبه ها را نمی شناسیم بلکه حتی به سختی جای آن ها را روی نقشه می دانیم. چه کسی جز دوستاران پراگرسیو می تواند با افتخار موسیقی های تراز اول را به کشورهایی همانند ارمنستان (مثل Oaksenham و Artsruni) یا ترکمنستان (Gunesh Ensemble) مرتبط کند – البته اگر فقط بخواهیم همین دو مثال را بزنیم؟ میل درگذشتن از حدود موسیقی بومی به چیزی جهانی به دیگ غلیان غنی تری انجامیده که موسیقی پراگرسیو و مدرن در آن خود را دگردیسی می دهند. زمانی که The Beatles و دیگر خالقین راک هنری[2] دریافتند که موسیقی راک می تواند به سادگی خود را با اکثر دیگر سبک های موسیقی همبسته کند تا اختلاطی جذاب تولید شود، آزمایشاتی با پیچیدگی فزاینده انجام شد؛ ابتدا در بریتانیای کبیر و بعد در تمام جهان.

اما شرح شگفتی که ممکن است برای یک فرد پس از گوش کردن به آبراهادابرا (Abrahadabra) – اولین تلاش ارشک –  پدید آید بسیار مشکل است. اول اینکه ارشک (سلیم قاضی سعیدی:گیتار، بیس، کیبورد / پویان خواجوی:گیتار / شهرام خسرویانی:درامز) از خودِ «محور شرارت» و اگر دقیق تر بگوییم ایران سلام می گوید. اما آبراهادابرا هر چیزی هست جز موسیقی سبک جهانی[3]. این آلبوم در حقیقت دربرگیرنده یکی از آبدارترین، سنگین ترین[4] و وحشی تری آلبوم های گیتار سولو است که یافت می شود. به سادگی به علت هوی بودن و متال بودن در کشوری که چنین چیزهایی در وهله اول اصلا قرار نیست اتفاق بیافتد، این موزیسین ها مستحق بالاترین ستایش اند. اما معمولا یادمان می رود که ایران، پیش از سال 1979، یکی از مدرن ترین ملت ها بوده است. بنابراین یک سنت طولانی موسیقی راک در این کشور بزرگ وجود داشته و هم اکنون نیز ادامه دارد؛ هر چند قابل درک است که برای حیات نیاز داشته به صورت زیرزمینی عمل کند. در حقیقت، دولت ایران، از طریق وزارات ارشاد اسلامی، که ایرانیان را از شیاطین فرهنگی غرب حفاظت می کند، به عنوان مثال گروه های راک اندکی همانند «میرا» را رسما تایید کرده است. بنابراین باید پذیرفت که ایرانِ ملاها در قرن 21 ام – در مقایسه با همسایه اش افغانستان یا حتی عربستان سعودی – تا اندازه ای آزاداندیش است. و من این را به یقین از طریق خویشاوندان ایرانی خود می دانم.

به این ترتیب مدارا و فعالیت زیرزمینی باعث شده که گروهی همانند ارشک ظهور کند و بتواند به حضور خود ادامه دهد و موسیقی خود را از طریق وب در دسترس قرار دهد. ارشک نه تنها به دلیل بی باکی خود ستودنی است، بلکه آبراهادابرا به سادگی یک آلبوم پراگرسیو متال به شدت پرانرژی و بسیار خیال انگیز است. به طور کامل بدون کلام است و نمایان گر دو گیتاریست متحیرکننده، سلیم قاضی سعیدی و پویان خواجوی است که در 9 تراک این آلبوم، حال راک را در قصبه[5] جا می آورند. منظورم این است که این دو نفر، خصوصا قاضی سعیدی، گیتار خود را به سرخوردگی مهارشده موجود در یک نسل عصبانی اما زیرک جوان ایرانی متصل کرده اند و الکتریسیته تولید شده، لجوجانه ترین پیش داوری های شما را از هم خواهد درید. از تراک ابتدایی «به پرنده سپردم» (Told to the Bird) تا تراک پایانی آبراهادابرا (Abrahadabra) این دو گیتاریست مهارتی هیبت آفرین و بداعتی که به ندرت در این سبک دیده می شود (در اینجا درمورد پراگرسیو متال صحبت می کنیم) به نمایش می گذارند که مرتب تکرار می شود. راز این موزیسین ها به وضوح، عدم خویشتن داری کامل در سولوهایشان، ترجمان لهجه های موسیقی قومی ایرانی به وحشیانه ترین احساساتی که گیتارهای تقویت شده می توانند بیان کنند و تسلط مطلق آن ها بر تمامی گام های هارمونیک است. بی طرفی ذاتی این موزیسین ها که در آنِ واحد همه چیز برای اثبات کردن دارند و هیچ چیز ندارند باعث رخ دادن تعداد قابل توجهی معجزه در این آلبوم شده است.

اکثر قطعات، موسیقی پراگرسیو متال استادانه ای به شدت خشمگین، سریع و با اکتان بالا هستند که نمی توانند هیچ کس را بی تفاوت باقی بگذارند. البته گام ها و توالی[6] های ایرانی به سادگی قابل توجه هستند اما طعم های مشخص اسپانیایی و آفریقای شمالی[7] نیز به وضوح اینجا و آنجا شنیده می شوند. تاثیر سبکی غالب دیگر بر بسیاری تراک ها پراگرسیو سِرف[8] است، سبکی که من مشخصاً بسیار طرفدار آن هستم. در تراک 5، «سِیر» (Route) حتی می توان امضای Dick Dale را در Miserlou شنید که با توجه به اطلاع از تمایل ذاتی Dale به گام های شرقی کاملا معنی دار است. استفاده از سینتی سایزر برای تقلید نام آواهای رقص ایرانی در «رقص خدایان» (Dance of Gods) نیز بسیار هوشمندانه است و به نقاشی های سازی رنگ اضافه می کند.

اگر بخواهیم از زاویه نقاشی صحبت کنیم، یکی از زیبایی های آبراهادابرا، ظرفیت ارشک در شگفت زده کردن و حفظ توجه ما در طول آلبوم است. گرچه گیتارنوازی های سرعتیِ سرخوش و انفجاری، همه گیر است، آلبوم هرگز تکراری یا کسل کننده نمی شود؛ دامی که تعداد بسیار زیادی آلبوم های متال بدون کلام در آن می افتند. تصدیقی بر ذکاوت رهبر و الهام بخش گروه[9]، سلیم قاضی سعیدی که آنچه می سازد را «راک تصویری»[10] می نامد: نکته این است که حدس بزنید این بوم های نقاشی چه هستند. به زبان خود قاضی سعیدی: «… من عاشق جزئیات اغراق شده و تکنیک های بسیار ظریف ساز هستم و وقتی در یک آهنگ به تصنیف یک بخش گیرا می رسم هیچ دلیلی برای تکرار آن نمی بینم. اگر کسی آن بخش را دوست دارد می تواند آهنگ را به عقب برگرداند.» من عاشق رک گویی او هستم…

اگر چه واضح است که Steve Vai و دیگر سریع نوازان مشابه در اینجا قابل قیاس هستند اما ارجاعی که سریع تر از همه به ذهن می آید Pino Marrone، گیتاریست Crucis است که سولوهای فوق العاده گیتارش، Los Delirios del Mariscal را به تجربه ای چنان به یادماندنی تبدیل می کند. آبراهادابرا شبیه تراک معروف Crucis به نام Abismo Terrenal در آلبوم Delirios… است اما با خشم جنون آمیز پنج برابر و گسترده در طول نه تراک و درعین حال از نوعی بسیار غریب تر و پالایش شده تر. Hendrix و Santana به وضوح به نابغه خارق العاده گیتار که حقیقتا سلیم قاضی سعیدی است، بسیار آموخته اند.

به شدت توصیه می شود برای دوز بالایی از یک متال بسیار ملودیک و در عین حال به غایت سنگینِ از نوع «بسیار» خاص.



[1] Richard Poulin

[2] art rock

[3] world music

[4]  fuzzy، اشاره به fuzz pedal که نام دیگر distortion pedal است.

[5] اشاره به محیط سنتی شرقی آلبوم.

[6] progression

[7] Moreqsue

[8] Progressive surf

[9]  [توضیح گروه ارشک]: فعالیت های موسیقی گروه ارشک به دو دوره قابل تقسیم است. دوره اول (2002-2005)، hard rock و دوره دوم (2006-2008)،instrumental rock. در دوره hard rock گروه توسط پویان خواجوی و شهرام خسرویانی تاسیس شد که آهنگسازی در این دوره منجر به انتشار آلبوم فریاد (2008) شد. دوره دوم زمانی است که سلیم قاضی سعیدی به گروه پیوست و آلبوم های آبراهادابرا (2006)، شهریار (2007) و اسطقس الاس (2008) ساخته شدند. نویسنده در این مقاله  صرفا به دوره instrumental rock اشاره داشته است، در صورتی که در دوره hard rock، پویان خواجوی به عنوان آهنگساز اصلی و خواننده آلبوم فریاد، مغز متفکر گروه بوده است.

[10] Pictorial Rock